سبك ادبي القاگرايي‘ هيپنوتيزم نويسي
قدرت حروف
جلاد از شنیدن این جمله خجالت میکشد و شروع به تیر اندازی با یک مسلسل نیمهخودکارمی کند. ابندا ساق پای چه را هدف قرار میدهد و سپس دستان او را. در این هنگام چه بر روی زمین میافتد و دست خود را گاز میگیرد (شاید برای جلوگیری از گریه). در نهایت جلاد تیری به گردن و سینه چه میزند. به جلاد توصیه شده بود که به سر وی شلیک نکند تا چنین به نظر آید که او در درگیری کشته شدهاست بقایای جسد چه گوارا در ۱۹۹۷ (میلادی) پیدا شد و به کوبا انتقال یافت. در سانتا کلارا بنای یادبودی به افتخار او ساخته شدهاست. او پیروزیهای شگرفی در این شهر در جریان جنگهای انقلابی کوبا آفریده بود. فیدل کاسترو میگوید: هوالحق المبین بیداد سرای ونک با سلام من متولد سال 61 هستم. در بحبوحه جنگ و عملیات. زمانی که به دنیا آمدم, پدرم و دو برادرم (که هم اکنون به صورت غیر قانونی و بی گناه در زندان است) جبهه بودند. پدرم 86 ماه جبهه داشت؛ برادر بزرگم 4 سال و برادر دیگرم 2 سال. با اینهمه برادر بزرگم بعد از جنگ همچنان در حال و هوای عملیات بود و دو سال هم در بوسنی هرزگوین جنگید. هنگامیکه به دنیا آمدم دستانم مشت کرده روبه آسمان بود و رزمنده ها در بیمارستان می گفتند این بچه انقلابی به دنیا آمده! بله ما انقلابی بودیم و هستیم و دغدغه مان عدالت است. شاید آنها راضی به نوشتن این نامه نباشند , اما من می نویسم. بله! در مجموع این خانواده نزدیک 14 سال سابقه جبهه دارند و برای خاک این مملکت جنگیدند و البته هنوز یک وجب از خاک این مملک به نامشان نیست , و توقعی هم ندارند؛ چون برای عدالت جنگیدند. بله ! دغدغه ما عدالت است. و اکنون می بینیم که شخصی ساکن آمریکا , که نمی تواند به ایران هم بیاید! با یک تلفن به یک دادسرا؛ رزمنده ای را بیگناه و به صورت غیر قانونی به زندان می اندازد! دغدغه ما عدالت است و برای آن جنگیدیم و می جنگیم. ماجرا از بیکاری و وامهای کارآفرینی شروع شد.... سه برادر بیکار گرد هم آمدند و تعاونی ای در شهرستان تاسیس شد. مصوبه به بانک رفت و وثیقه ای در کار نبود. اینجا بود که سرو کله دفاتر تهران پیدا شد. گفتند ملاک سراغ داریم که سند دارد, بیایید شراکت وام را بگیریم. سه برادر هر چه در ادارات و سرپرستی بانک تقلا کردند که وام را با ضمانتی بغیر از ضمانت ملکی بگیرند اما نشد, آری خانواده آنها 14 سال برای خاک این مملکت جنگیده بود و الان یک وجب از آن به نامش نبود. چاره ای نبود با ملاکان وارد قرارداد تجاری شدند و صحت ضمانت به اتکای استعلامات محضر و بانک گذاشته شد. وام گرفته شد ولی ملاکان به تعهدات خود عمل نگردند و بعد از مدتی هم مشخص شد که فک رهن سند جعلی است. از سوی شرکت در شهرستان طرح شکایت شد ولی گفتند مسئله حقوقی است و جعل هم قابل اثبات نیست. ولی رزمنده ها مطابق وظیفه شرعی خود, گزارش آنرا به سربازان گمنام حضرت (ع) دادند. تا اینکه از بیدادسرای ونک احضاریه ای آمد. مدیران شرکت حاضر شدند و قرارداد خود را ارایه دادند و دفاع کردند و تبرئه شدند. اما گویا این تبرئه شدن به مذاق آقای مالک آمریکا نشین خوش نیامد. 6 ماه بعد بازپرس بدون احضاریه و راسا با صدور حکم جلب برای برادر بزرگ این خانواده که سرهنگ تمام است و سمتی جز سهامدار عادی در شرکت ندارد, او را دستگیر کرده و به او می گوید برو در زندان بخواب عبادت کن! و به مدت سه هفته نیز از پذیرش وثیقه علی رغم صدور قرار وثیقه امتناع کرد (که بازداشت غیر قانونی است) و بعد از سه هفته نیز رقم قرار را چنان بی مناسبت با پرونده بالا برد که از عهده خانواده رزمنده که 14 سال جنگیده بودند و یک وجب از خاک آن به نامشان نبود, خارج بود. و حالا رزمنده ای که 2 سال در بوسنی و 4 سال در جبه ها جنگیده بود برای رساندن صدای خود به مسئولان دست به اعتصاب غذا زد و برای اعتراض به این بازداشت غیر قانونی دست به دامن کمیته حقوق بشر سازمان ملل شد. آری دغدغه ما عدالت بود و هست و برای آن جنگیده و می جنگیم. از حضور محترم رییس قوه قضاییه تقاضا دارم بررسی کنند که چرا یک شعبه بازپرسی باید 6 مورد تخلف انتظامی داشته باشد و در نهایت مرتکب بازداشت غیرقانونی شود و برادر من را که نظامی و از این پرونده به دور است و هیچ مدرکی بر علیه او نیست به زندان بیندازد , برای خوش خدمتی به یک عده؟؟ (کاری به محتوای پرونده و اثبات بی گناهی خود هم نداریم ولی این طیف از تخلفات انتظامی و خلاف قانون یک قاضی مشکوک نیست؟؟ چرا باید به مدت 3 هفته علی رغم قاونون آیین دادسری کیفری علی رغم آمادگی تودیع وثیقه از پذیرش آن امتناع کند و آزادی یک نفر را سلب کند؟؟) سید خلیل عالی نژاد (۱۳۳۶، کرمانشاه - ۱۳۸۰ گوتنبرگ، سوئد) زندگی نامه سید خلیل عالی نژاد در سال ۱۳۳۶ و در کرمانشاه متولد شد. پدرش سید شاهمراد عالی نژاد، نوازنده تنبور بود. سید خلیل مشق تنبور را با سید نادر طاهری آغاز کرد و پس از ۲ سال نزد سید امرالّه شاه ابراهیمی رفت. همچنین از درویش امیر حیاتی نیز بهره برد و بعدها به محضر استاد عابدین خادمی راه یافت؛ در این دوره و به صورت همزمان سرپرستی گروه تنبورنوازان صحنه را نیز بر عهده گرفت. وی در سال ۱۳۷۵ (صفحه اول کناب تنبور از دیرباز تا کنون) در رشته موسیقی از دانشگاه هنر فارغ التحصیل شد. او بر ردیفموسیقی دستگاهی ایران تسلطی کافی داشت. سید خلیل آواز را از مکتب میرزا حسین خادمی آموخته بود و از نادر نادری دف آموخت و تار را از کیخسرو پور ناظری، نواختن تارش به شیوه نوازندگی مکتب برومند نزدیک بود و پرده گیریها و مضراب شمرده و جمله بندیهایش در سه تار، شیوهی نوازندگی یوسف فروتن را به یاد میآورد. سید خلیل همچنین علاوه بر نوازندگی تنبور به ساخت تنبور و سهتار نیز پرداختهاست و ساختههای او با مهر شیدا محصول کارگاه مشترک به همراه عبدالرضا رهنما و بعد از سال ۱۳۷۰ در کارگاه شخصیش با مهر قلندر موجود است. در اوایل دهه ۶۰ گروه تنبور شمس به سرپرستی کیخسرو پورناظری تشکیل شد و عالی نژاد به جمع این گروه پیوست. حاصل همکاری با گروه تنبور شمس، تکنوازی و جواب آواز ماندگار سید خلیل در کاست صدای سخن عشق بود که با صدای شهرام ناظری انتشار یافت. در اواسط دهه ۷۰ سید خلیل خود گروه بابا طاهر را تشکیل داد و اعضای گروه باباطاهر در اجلاس هنرهای دینی (۱۳۷۵ تهران) برنامهای اجرا کردند که ویدیو آن به نام زمزمه قلندری به نفع خیریه کهریزک دراختیار علاقمندان قرار گرفت. در سال ۱۳۷۱ سیدخلیل به وصیت احمد عبادی برای شرکت در مراسم خاکسپاری او به تهران رفت و دیگر هیچ گاه به دیار خود بازنگشت. او علاوه بر خوانندگی و تنبور نوازی سه تار هم مینواخت و دستی چیره بر آن داشت. سال ۱۳۷۶ که به جشنواره موسیقی حماسی آمد و زیر بغل استاد و پیر مرادش درویش امیرحیاتی را گرفت و او را به صحنه تالار اندیشه آورد تا هنرش را عرضه بدارد. خودش نیز در بخشی از برنامه مقامهای سوار سوار، سماع رقم چهارم، جلوشاهی و خان امیری را اجرا کرد و زیبایی کارش در آن بود که ماهور ایلامی و عالی مکان را برای اولین بار عرضه نمود که مورد تشویق تماشاگران قرار گرفت. عالی نژاد پس از چند سال ماندگاری در تهران در سال ۱۳۷۹ برای شش ماه به سوئد رفت و برای یک سال نیز اقامتش را تمدید کرد. و عاقبت تنها چند هفته پیش از برگشتن به ایران در ۲۷ آبان ۱۳۸۰ در شهر گوتنبرگ سوئد، به دست افراد ناشناس به قتل رسید و خانه و جسم بی جانش به آتش کشیده شد. کتابها تنبور از دیر باز تاکنون که رساله پایان نامه عالی نژاد جهت دریافت درجه کارشناسی از دانشکده موسیقی دانشگاه هنر تهران بود۱۳۷۵. کاستها از وی مجموعههای زیادی همانند گروه نوازیهای: آئین مستان و ثنای علی وزمزمهٔ قلندری و دونوازی شکرانه با همنوازی دف حمیدرضا خجندی باقی ماندهاست. و بالاخره روزی می رسد که بغضهای نهفته در طی سالهای خونبار و ظلم آلود می ترکد و پتکهای کاوه های آهنگر بر دستان پیله بسته و پاهای برهنه برافراشته می شود و طومار ظالمان و مستکبران را در هم می پیچد. " اَ وَ لم یسیروا فی الارض و ینظروا کیف کان عاقبت الذین من قبلهم و کانوا اشد منهم قوة" (آیا در زمین سیر نمی کنند و نمی بینند عاقبت کار (ظالمانی) را که قبل از آنها بودند ، و بسیار هم قدرتمند تر از آنها بودند.) خاورمیانه مجددا در تلاطم حرکت توده ها قرار گرفته است و امیدواریم که این دفعه بر خلاف دهه 40 و 50 که این تلاطمات منجر به نظمی نوین و فرمول بندی هایی شد که صرفا به نفع غارتگران غربی بود و از آن باتلاقی پدید آورد که دیکتاتورهای فعلی ؛ که مردم همچنان با آنها در کشمکش هستند ؛ همچون حشرات موذی از آن سر در اوردند ؛ منجر به نظامی مردمی و انسانی گردد. ویژگی بارز خیزشهای اکنون خاورمیانه و جامعه عرب ؛ که از قدیم الایام و دوران فعالیتهای کسانی چون سید جمال و عبده و جمال عبدالناصر؛ همچون یک حادی برق می ماند و کوچکترین حرکتی در یک نقطه از آن بلافاصله به نقطه دیگر آن منتقل می شود؛ عدم اتکای این جنبشها به رهبری خاص و یا ایدئولوژی خاص است. در این جنبشها شاهدیم که سیلی مواج از مردم با یک هوش جمعی و بدون اتکا به نقطه رهبری کننده خاص در حال حرکت است که خود نوید بخش آینده ای دموکرات و خالی از ایدئولوژی است که نتیجه تجربه تاریخی دو نسل از اذهان مردم خاورمیانه می باشد. و بیچاره مردمی که جانها دادند تا انقلابها پدید آمد و انقلابهاشان بدل به دیکتاتوریهایی شد که جانها و ثروتهاشان را گرفت و پولهای نفتشان را تبدیل به انبارهای اسلحه و مهمات کرد. و اکنون مجدد همان بمبها و موشکها از هر دو جناح بر سرشان می ریزد تا مجدد جیبهای اربابان زر و زور و تزویر را پر از ثروت مستضعفان کند. آری این چرخه زر و زور و تزویر ؛ همچنان می چرخد و تا من و تو ؛دست در دست هم برای ایجاد نظامی جهانی قیام نکنیم ؛ همچنان خواهد چرخید. وآری! معتقدیم که جمهوری فدرال جهانی به جهت ساختن جهانی یکپارچه و عاری از سلاح و قدرت نظامی و سیاسی ؛ تنها راه نجات بشریت است. با ما باشید: http://globalpeace.blog.co.uk هو ش 110 خداوند ایران را از دروغ ؛ خشکسالی و دشمن حفظ کند (دعای کورش کبیر) سال 1389 گذشت. سالی که به نام پلنگ بود و سرشار بود از خونریزی در سراسر دنیا و علی الخصوص خاورمیانه. سالی که در آن شاهد طغیان عناصر اربعه بودیم؛ آتش سوزیهای روسیه ؛ طغیان آب و خاک در ژاپن و ظهور بادهای خاک آلود بر فراز ایران. عدم تعادلی در عناصر اربعه که نشانه خوبی نیست و از دیدگاه عالمان علوم غریبه حکایت کننده برهم خوردن نظام طبیعت است؛ نظمی که اگر برهم بخورد سرانجام آن چیزی جز نابودی انسان نیست. از خداوند متعال خواستاریم که همزمان با طلوع سال خورشیدی و زایش مجدد طبیعت از دل موت ؛ دلهای ما نیز از زنگار نفسانیات زدوده شده و سلوک الی الله هر چه بیشتر در روح و زندگیمان عمق گیرد. و از خداوند خواهانیم که اگر زمانی خواست خداوند مقرّر بود و دلهای مردمان آماده پذیرش ؛ در این آشفته بازار آخر سال که در آتش دیکتاتورهای آدم کش می سوزد ؛ ما نیز در سپاه حق باشیم. جمال کلیه فقرای راه محبت را عشق است هو یا علی مدد و از براي ظهور و خروج قطب الاقطاب حضرت صاحب الامر و العصر و الزمان خليفة الرحمٰن و امام الانس و الجان عجّل الله فرجه و از جهت ذكر دوام و فكر مدام جميع اهل سلوك و جرعه ای به یاد گذشتگان الفاتحه و از براي بقاء عزت و شوكت و ازدياد شوق و مودت سلسله فقرا و رفعت و شوكت و نصرت علم صاحب خانقاه رضویه نعمت اللهی صفیعلیشاهی صفایی و شادي فقرا و دوستان فقرا هو نوروز هزاروسیصدونود مبارک تذکرة الاولیا صفحه 265 در احوال سهل تستری "پس به تستر آمدم و قوت خود با آن آوردم که مرا به یک درم جو خریدندی و آس (آش) کردندی و نان پختندی. هر شبی وقت سحر به یک وقیَه روزه گشادمی ؛ بی نان خورش و بی نمک. یک درم مرا یک سال تمام بودی. پس ؛ عزم کردم که هر سه شبانروز روزه گشایم. پس به پنج روز رسانیدم؛ پس به هفت روز؛ پس به بیست و پنج روز-و به روایتی به هفتاد روز (رسانیده بود)- گاه بودی که چهل شبانروز بادام مغزی خوردمی. و گفت: "چندین سال بیازمودم در سیری و گرسنگی. و در ابتدا ضعف من از گرسنگی بودی و قوَت از سیری. چون روزگاری برآمد؛ قوَت از گرسنگی بودی و ضعف از سیری. آن که گفتم: خداوندا سهل را دیده از هر دو بردوز, تا سیری در گرسنگی و گرسنگی در سیری از تو بیند. و بیشتر روزه او در شعبان بودی که بیشتر اخبار در شعبان آمده است. و چون ماه رمضان آمدی, یک بار چیزی خوردی و شب و روز در قیام بودی. مهمترین نکته در این روایت از زندگی سهل تستری که می توان بر تاکید گذاشت این جمله است که می گوید: " چون روزگاری برآمد؛ قوَت از گرسنگی بودی و ضعف از سیری" و به واقع نشانگر یکی از مهمترین ویژگیهای نفس و طبیعت آدمی و رابطه آن با ذهن و روان اوست. شاید به تعبیری قصد توصیف و انکار زندگانی ای را دارد که که به ما به ارث رسیده است. آری ! زندگی به ارث رسیده که آنرا ناخودآگاه پذیرفته ایم ؛ چه بیولیژیکی و عرفی! و شاید اینکه نفس آدمی و کلا طبیعت او محتاج به اعتیاد است و اگر انسان از این گرایش طبیعی و فطری خود،آگاه باشد؛ که در نهایت به چیزی یا کسی یا اخلاقی و طرز سلوکی با اعتیاد پیدا خواهد کرد ، آگاهانه امیال و گرایش های خود و رفتارها و موارد استعمال خود را کنترل می کند تا به جای گرایش به ناراستی و اعمال نادرست و اعتیاد به آنها ، به راستی و پاکی و عبادت حق ؛ اعتیاد پیدا کند . و از بند عادات روزمره که به ما تلقین شده رهایی یابد تا جاییکه از گرسنگی قوَت بگیرد و از سیری ضعف پذیرد! این برخورد و طرز تلقی عرفانی از زندگی و دنیا در بسیاری از اقوال و رفتار عرفا وجود دارد و ناشی از پوچی توجه نفس به زندگی سطحی و زود گذر و روز مره دنیوی و گرفتاری در آن است که در نهایت منجر به کنترل نفس شده و در ارتباطات روحانی و باز شدن راه سلوک غیبی و مشاهدات و عالم حکمت بسیار مؤثر است و در کل با آنها نسبت عکس دارد . نکته دیگری که در این روایت می توان یافت جمع بین شریعت و طریقت در سلوک سهل است که طبق روایات شرعی در شعبان به روزه بیشتر و توصیه شده می پرداخته است . This year's holy month of Ramadan was faced with a sorrowful action which took place inside United States of America. This anti Islam act not only broke hearts of all Muslims but also all illuminated hearts in international community. In anniversary of September 11th, a priest of a minority church which has been said, according to Medias, its followers do not exceed more than 50 persons, prescribed his supporters to burn Holy book of Muslims, Quran. As he stated this holy book is the main motive of September 11th attacks, he declared this day as the international day of Quran burning! This records, surely not very important as number of his followers, were declared some days after President Obama presence at Eftar ceremony in Muslim community and his support from Islamic centre project which is constructing near previous site of two collapsed towers by Dubai government. In accordance with all Muslim communities and also all illuminated minds all over the world, we condemn this wicked act. Surely the main motive of such misunderstanding, I think is the faults of Muslims and their weakened, scattered frontiers and back ups, a scattered frontline which can not prohibit itself from insider and outsider maltreatments. I mean frontier extremists and majority unimpressive back ups! So the results are such an awful disrespect and tackles. Far from political observations in current conditions of US and which kind of outcomes it can brings in US and Muslims community exchanges, balances and wars? Or which political line was engaged in such an act design, inside US or outside, even though by extremist Muslims! Or other countries to make the international conflicts more complex! God knows only the real and exact purpose of this act …and let's take away it for just political viewers I would like to talk about theological roots of this burning in Catholic church and its branches. In history of Christianity there are many cases of such beliefs like specially in Medieval period like, women burning as partners of Evil, burning scientists, burning books, Evil spirit possession, inspection of beliefs, ….. which are potential even now in Catholic beliefs and specially many of its related branches specially those who pay attention more to meta physic aspects. This comes from the main essence of Christianity world of view and may be really the burning priest believes to holiness of such a act which brings fortune for his followers and disperses evil! So the international community needs to prohibit such potentials, no difference in Islam, Christianity, and Buddhism….. To keep global peace, balance of different viewpoints which are needs of new era. ماه مبارك رمضان امسال شاهد حركتي ضد اسلامي از داخل ايالات متحده امريكا بود كه قلب مسلمانان جهان را آكنده از درد و تاثر ساخت و همچنين انزجار و مخالفت آحاد جهاني و روشن بينان آزاده را در سراسر جهان بر انگيخت. در سالگرد يازده سپتامبر؛ كشيش يك فرقه مسيحي كه به گفته رسانه ها بيش از پنجاه عضو و طرافدار ندارد؛ در فلوريدا؛ اين روز را روز بين المللي سوزاندن قرآن اعلام كرد و از طرفداران خود خواست تا در اين روز به سوزاندن اين كتاب مقدس اقدام كنند. اقدام اين كشيش در حالي صورت گرفت كه در ماه مبارك رمضان شخص اوباما ؛ چندين روز قبل از اين اقدام؛ در مراسم افطاري مسلمانان شركت جسته بود و از ساخت مركز اسلامي در نزديكي محل قبلي برجهاي تجارت جهاني ؛ كه از سوي حكومت دوبي حمايت مي شود؛ صراحتا حمايت كرده بود.به گفته اين كشيش فرقه فلوريدايي؛ قرآن علت اصلي و محرك حمله به امريكا و واقعه ياز ده سپتامبر بوده است. خارج از تحليلهاي سياسي؛ كه پيامد هاي يك چنين حركتي در اوضاع فعلي امريكا و مناسبات و تعاملات و جنگهاي آن با دنياي اسلام چه تاثيراتي مي تواند داشته باشد و يا اينكه اغراض سياسي خاصي در پي آن بوده باشد ؛ چه بسا از سوي عده اي خارج از امريكا ؛ براي شعله ور ساختن آتش جنگ؛ طرح ريزي شده باشد و يا مقاصد خاص ديگري از آن مدّ نظر بوده باشد را به عهده تحليل گران سياسي بي طرف مي گذاريم. الله اعلم..... ضمن محكوم كردن اين عمل شنيع و همدردي با قلب مبارك قطب الاقطاب حضرت صاحب الزمان (ع) و آرزوي ناكامي دشمنان اسلام ناب ؛ و ياد آوري اينكه اگر دنياي اسلام قوي و متحد و راسخ باشد حتا فكر يك چنين عملي به ذهن دشمنان خطور نخواهد كرد. پس اگر كشيشي چنين جرئتي به خود مي دهد ريشه هاي اصلي آنرا بايد در اعمال خود؛ اعمال مسلمانان افراطي؛ و ضعف و ناتواني و پراكندگي سياسي و نظامي دنياي اسلام جستحو كنيم. اين حركت بهانه اي دست داد تا كمي به ساختار دين مسيحيت نگاهي داشته باشيم كه در طول تاريخ خود شاهد چنين حركتهايي مثل سوزاندن زنان به عنوان همدستان شيطان در قرون وسطي ؛ انگيزاسيون ؛ آتش زدن دانشمندان در قرون وسطي؛ آتش زدن كتب ؛ اعتقاد به جن زدگي و ...........كه در كليساي كاتوليك و شعبات آن هنوز هم بالفطره و بالقوه وجود دارد نگاهي بيندازيم. شايد بالواقع خارج از مسايل سياسي ؛ اين كشيش اعتقاد راسخ دارد كه سوزاندن قرآن به او و جامعه او قداست مي دهد. اين موضوعي است كه در قالب ساختار شناسي تاريخ مسيحيت و به ويژه شعبات و فرقه هاي كاتوليك قابل بررسي و ريشه يابي است. چهار مرد اصلی ماجرا به ترتیب دوک ، اسقف ، عالیجناب و رئیس جمهور خوانده میشوند.آنها در وهله اول موافقت میکنند که با دختران همدیگر ازدواج نمایند.آنها با کمک افراد خود 16 دختر و پسر جوان را میدزدند و به منطقه مارزابوتو میبرند.در آنجا آنها بوسیله این دختران و پسران جوان و با کمک 4 روسپی کهنهکار به اعمال شنیعانه با آنها میپردازند و بدینوسیله خود را ارضا مینمایند. اينجا، خرابه هاي برج تجدد اينجا، حضور سرد تجرد اينجا، ميان خواهش اين صاحبان شغل تحسر اينجا، دوبي اينجا، مسكو هتل، فاحشه خانه اي به اندازه خاور ميانه اينجا، مدعيان جديد خليج تمدن اينجا، دوبي به خدا چه؟ اينجا چه؟ اينجا، نوازنده شبهاي مسكو اينجا، بار هتل تمسخر چند خانم زيبا و ايراني خجل من و تمام بشريت و سنگيني برج عرب، روسپي و شغل او و دستهاي من اينجا، دوبي "آكل! آكل! رفث! رفث!" اينها خلاصه تمدن اين مردمان چگل سكوت تمسخر چند خانم زيبا و ايراني خجل دختر تاجيك و مرزهاي گسسته سابرينا! راستي من ديشب با تاريخ از هم گسسته خويش همبستري كردم! اينجا، دوبي لعنت به اين خاطره تلخ، دوبي ماه تلخ (به انگلیسی: Bitter Moon، به فرانسه: Lunes de fiel)، فیلم داستانی، محصول مشترک فرانسه و آمریکا به کارگردانی رومن پولانسکی است که در سال ۱۹۹۲ توسط کمپانیهای کانال پلوس و کلمبیا پیکچرز تهیه شد. در این فیلم به زبانهای فرانسوی و انگلیسی صحبت میشود.
«
میدانم تو برای کشتن من آمدهای. مرا بکش. تو یک مرد را میکشی.
»
«
در زندگی از دو خبر خیلی ناراحت شدم. یکی خبر مرگ مادرم و دیگری خبر مرگ چه گوارا. 












